تبلیغات
در اضطراب دستان پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست! - لذت یک روز آفتابی!
در اضطراب دستان پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست!
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389 توسط نرگس

و من می توانم آرام پشت این عینک دودی چشمانم را بر هم بگذارم

و دقایقی و شاید هم ساعتی از همهمه های بیهوده ی اطرافم پشت این عینک دودی در امان بمانم

می توانم از نگاههای مردم که بی نهایت آزام می دهد در امان باشم

می توانم ببینم بدون آن که دیده شوم

و من می توانم برای رفع بلا صدقه بدهم بدون آن که ریا شود

می توانم با دیدن یک گربه جیغ بکشم و بدون هراس از چیزی از آن بترسم بدون آن که مرابه سخره بگیرند

می توانم مریض شوم،به داروخانه بروم و دارو بخرم بدون آن که ترد شوم

و حتی می توانم پشت این عینک دودی آسوده نفس بکشم بدون آن که کسی با نگاهش به من بگوید چرا نفس می کشی؟

چه لذتی در پشت این عینک دودی نهفته است که من می توانم در پشت آن ساعتی بیارامم

لذتی به اندازه ی لذت ناشناس بودن




طبقه بندی: حرف های نگفتنی ته دلم...، 
درباره وبلاگ

پله اضطراری
در این خیابان
افتادن در جرم نوشتن

موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
.com/cod/fal/05.js”>
قالب وبلاگ