تبلیغات
در اضطراب دستان پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست! - چای سرد
در اضطراب دستان پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست!
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط نرگس

هوا سرده شومینه روشنه و چایی روی پیشخون داره رنگ سردی هوا رو به خودش می گیره اونم می خواد سرد بشه تا هم رنگ جماعت بشه هم رنگ برگ های پاییزی که صدای خش خششون همیشه تو گوشمه.

شب ها قبل از اینکه به خواب فرو برم رفتگر محل منو به سمفونیه برگ های پاییزی دعوت می کنه سمفونیه دردناک و گوش خراش خورد شدن برگ های پاییزی آره سمفونیه دردناک خورد شدن...

ولی این سمفونی به پایان نمی رسه و بارها و بارها توی روز تکرار می شه...

 توی روز بارها و بارها عابر خسته ی راه پاهای خودش رو بی پروا روی اون ها میذاره و بی پروا مسبب خورد شدن اون ها می شه اما صدای شکستن و خورد شدن برگ ها اون رو از خورد کردن منع نمی کنه و و اون به گامهای بیهوده ی خودش بیهوده ادامه میده چرا که صدای شکستن قلبش مثه زنگ توی گوشش می پیچه و به صداهای دیگه اجازه ی شنیده شدن نمیده و دیگه جایی برای شنیده شدن صدای خورد شدن برگ های زرد پاییزی نمیذاره ورنگ زرد برگ ها براش عادی می شه و خزون و پاییز براش همیشگی...

 و چایی سرد می شه ...

چه طعم تلخی داره چای سرد....   

 تقدیم به وبلاگ نازنینم که زیر قدم های بی پروا و بیهوده ی من خورد شد  و دم نزد و آروم آروم برای خودش رشد کرد و یک ساله شد!

    تولدت مبارک نازنینم




طبقه بندی: حرف های نگفتنی ته دلم...، 
درباره وبلاگ

پله اضطراری
در این خیابان
افتادن در جرم نوشتن

موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
.com/cod/fal/05.js”>
قالب وبلاگ