تبلیغات
در اضطراب دستان پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست! - بهار نوزذهم نیز بگذشت!
در اضطراب دستان پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست!
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 فروردین 1389 توسط نرگس

دلم به وسعت آسمان آبی است

پرتو خورشید

در نگاهم می نشیند و

من سبز می شوم.

و من همچون زمین و زمان بهاری دیگر را تجربه می کنم.

آری اینک این منم که دوباره شکوفا می شوم.

باری دیگر در انتظار پرندگان مهاجر می نشینم

تا بازگردند و آواز هایشان را نثارم کنند.

آری در همان لحظه است که از زمین و زمان هدیه خواهم گرفت

و همه در جشن تولد من دست زنان و پای کوبان به سرور خواهیم نشست.

و سوار بر اسب سپید زمان می روم تا خزانی دیگر

می روم تا اشتیاق بهاری دیگر

تا سیاهی برگی دیگر از دفتر عمرم

می روم تا دوباره بیایم و بهاری شوم

تا دوباره بهاری ام کنند زمان و زمین و آسمان و هر چه در آنهاست ...

تا دوباره به سرور بنشینیم.

مالامال شوم از سرسبزی

سبدی جمع کنم از لبخند

تن بشویم از آلودگی ها ی راه

تا دوباره سپید شوم

همانند روز اول

تا دیگران به تماشایم بنشینند و به سرور...

          بهار نوزدهم نیز بگذشت!

پ.ن:تولدم مبارک!




طبقه بندی:
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

پله اضطراری
در این خیابان
افتادن در جرم نوشتن

موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
.com/cod/fal/05.js”>
قالب وبلاگ